پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی

بریز خون صراحی بیار باده ی باقی

خوشا بوقت سحر بر سماع بلبل شب خیز

شراب راوقی از دست لعبتان رواقی

تو خضر وقتی و شب ظلمتست در قدح آویز

که باده آب حیاتست خاصه از لب ساقی

نوای نغمه ی عشاق از اصفهان چه خوش آید

مرا که میل عراقست و شاهدان عراقی

دوای درد جدائی کجا بصبر توان کرد

بیار شربت وصل ار طبیب درد فراقی

مقیم طاق دو ابروی تست مردم چشمم

و گرچه جفت غمم بیتو در زمانه تو طاقی

کجا بگرد سمندت رسد پیاده ی مسکین

بدین صفت که تو گردون خرام برق براقی

تو آفتاب بلندی ولی زوال نداری

تو ماه مهرفروزی ولی بری ز محاقی

تو خون خواجو اگر می خوری غریب نباشد

که از نتیجه ی خونخوارگان جنگ براقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
  2. شمارهٔ ۳۲۹خرامنده سروی به رخ گلستانی
  3. شمارهٔ ۳۳۰ای دلم ز زلف سیهت زنّاری
  4. شمارهٔ ۳۳۱تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
  5. شمارهٔ ۳۳۲بخوبی چون یار من نباشد یاری
  6. شمارهٔ ۳۳۳ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
  7. شمارهٔ ۳۳۴گهم رانی و گه دشنام خوانی
  8. شمارهٔ ۳۳۵باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.