پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟

ورش بر ما گذر بودی چه بودی؟

مرا کز بیخودی از خود خبر نیست

گر او را این خبر بودی چه بودی؟

اگر چون آن پری پیکر در آفاق

پری روی دگر بودی چه بودی؟

بدینسان کز نظر یکدم جدا نیست

گرش با ما نظر بودی چه بودی؟

مرا گویند درمان تو صبرست

دریغا صبر گر بودی چه بودی؟

روانم در شب هجران بفرسود

گر آنشب را سحر بودی چه بودی؟

مرا چون با سر زلفت سری هست

گرم پروای سر بودی چه بودی؟

چو بر بام تو باشد مرغ را راه

مرا گر بال و پر بودی چه بودی؟

ز خواجو سیم و زر داری تمنّا

گر او را سیم و زر بودی چه بودی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹خرامنده سروی به رخ گلستانی
  2. شمارهٔ ۳۳۰ای دلم ز زلف سیهت زنّاری
  3. شمارهٔ ۳۳۱تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
  4. شمارهٔ ۳۳۲بخوبی چون یار من نباشد یاری
  5. شمارهٔ ۳۳۳ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
  6. شمارهٔ ۳۳۴گهم رانی و گه دشنام خوانی
  7. شمارهٔ ۳۳۵باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی
  8. شمارهٔ ۳۳۶برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.