پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

بخوبی چون یار من نباشد یاری

نگاری مهوشی بتی عیاری

چو رویش کو لاله ئی چو قدش سروی

چو خالش کو مهره ئی چو زلفش ماری

شب زلفش بر قمر نهد زنجیری

خط سبزش گرد گل کشد پرگاری

شکار افکن آهویش خدنگ اندازی

سمن سا هندویش پریشان کاری

ز زلفش در هر سری بود سودائی

ز چشمش در هر طرف بود بیماری

اگر باری از غمم ندارد بر دل

دلم باری جز غمش ندارد باری

بدلداری کردنش نباشد میلی

ولی جز دل بردنش نباشد کاری

گر انکارم می کنند کو بیدینست

نباشد جز با بتان مرا اقراری

چو خواجو خواهم که جان بروفشانم

ولیکن جان را کجا بود مقداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴گهم رانی و گه دشنام خوانی
  2. شمارهٔ ۳۳۵باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی
  3. شمارهٔ ۳۳۶برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
  4. شمارهٔ ۳۳۷دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
  5. شمارهٔ ۳۳۸گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی
  6. شمارهٔ ۳۳۹ای آینه قدرت بیچون الهی
  7. شمارهٔ ۳۴۰ای لاله‌زار آتش روی تو، آبروی
  8. شمارهٔ ۳۴۱چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.