پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی

به شکر خندهٔ شیرین، دل خلقی بربایی

آن نه مرجان خموش است که جانیست مصوّر

وان نه سرچشمهٔ نوش است که سرّیست خدایی

وصف بالای بلندت به سخن راست نیاید

با تو چون راست توان گفت به بالا که بلایی

سرو را کار ببندد چو میان تنگ ببندی

روح را دل بگشاید چو تو برقع بگشایی

همه گویند که آن ترک ختایی بچه زآن روی

نکند ترک خطا با تو که ترک است و ختایی

چون در آیی نتوانم که مراد از تو بجویم

که من از خود بروم چون تو پری چهره درآیی

تو جدایی که جدایی طلبی هر نفس از ما

گرچه هر جا که تویی در دل پر حسرت مایی

من به غوغای رقیبان ز درت باز نگردم

که گدا گر بکشندش نکند ترک گدایی

وحشی از قید تو نگریزد و خواجو ز کمندت

که گرفتار بتان را نبود روی رهایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰ای لاله‌زار آتش روی تو، آبروی
  2. شمارهٔ ۳۴۱چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
  3. شمارهٔ ۳۴۲خودپرستی مکن ار زان که خدا می‌طلبی
  4. شمارهٔ ۳۴۳ای که بر دیدهٔ صاحب‌نظران می گذری
  5. شمارهٔ ۳۴۴مهست یا رخ آن آفتاب مهرافزای
  6. شمارهٔ ۳۴۵چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
  7. شمارهٔ ۳۴۶ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی
  8. شمارهٔ ۳۴۷حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.