پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی

کوس عزلت زن اگر ملکت کسری طلبی

سر خود پیش نه ار پای درین راه نهی

غرق این بحر شو ار درّ تمنّی طلبی

گر نه ماری بچه معنی نروی از سر گنج

ورنه طفلی بچه رو صورت مانی طلبی

راه آدم زنی و روضه ی رضوان جوئی

عیب مجنون کنی و خیمه ی لیلی طلبی

خاک گوساله ی زرّین شوی از بی آبی

وانگه از چوب عصا معجزه موسی طلبی

تا که بر طور جلالت نبود منزل قرب

ازچه رو پرتو انوار تجلّی طلبی

خدمت مور کن ار ملک سلیمان خواهی

راه سلمان رو اگر طلعت سلمی طلبی

نام خواجو مبر ار نامه وحدت خوانی

ترک کونین کن ار حضرت مولی طلبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
  2. شمارهٔ ۳۴۹مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
  3. شمارهٔ ۳۵۰ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
  4. شمارهٔ ۳۵۱ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
  5. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
  6. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
  7. شمارهٔ ۳۵۴پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
  8. شمارهٔ ۳۵۵از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.