پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای

روز را از شکن طره ی شبگون بنمای

کاکل مشک فشان بر مه شب پوش مپوش

سنبل غالیه سا بر گل خودروی مسای

سپه شام بدان هندوی مشکین بشکن

گوی خورشید بدان زلف چو چوگان بربای

هر که در ابروی چون ماه نوت دارد چشم

گردد از مهر تو چون ماه نو انگشت نمای

حال من با تو کسی نیست که تقریر کند

پیش سلطان که دهد عرض تمنّای گدای

سرو را بر لب هر چشمه اگر جای بود

جای آن هست که بر چشم منش باشد جای

ای مه روشن اگر جان منی زود برای

وی شب تیره اگر عمر منی دیر مپای

صبح امّید من از جیب افق سر برزن

روز اقبال من از مطلع مقصود بر آی

کی برد ره بسرا پرده ی قربت خواجو

پشّه را بین که کند آرزوی وصل همای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
  2. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
  3. شمارهٔ ۳۵۸ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
  4. شمارهٔ ۳۵۹ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی
  5. شمارهٔ ۳۶۰چون نیست ما را با او وصالی
  6. شمارهٔ ۳۶۱شاید آن زلف شکن برشکن ار می‌شکنی
  7. شمارهٔ ۳۶۲ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
  8. شمارهٔ ۳۶۳ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.