پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی

وی سرو روان دی بگلستان که بودی

وی آیت رحمت که کست شرح نداند

کِی بود نزول تو و در شان که بودی

چون صبح بر آمد به سر بام که رفتی

چون شام در آمد به شبستان که بودی

کین بر که کشیدی و کمان بر که گشادی

قلب که شکستی و به میدان که بودی

ای کام روانم لب چون آب حیاتت

در ظلمت شب چشمه ی حیوان که بودی

دیشب که مرا جان و دل از داغ تو می سوخت

آرام دل و آرزوی جان که بودی

بر طرف چمن بلبل خوش خوان که گشتی

در صحن گلستان گل خندان که بودی

تا از دل و جان زان تو گشتیم چو خواجو

آخر بنگوئی که تو خود زان که بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی
  2. شمارهٔ ۳۶۶یا باری البرایا یا ذاری الّذراری
  3. شمارهٔ ۳۶۷سقی الله ایام وصل الغوانی
  4. شمارهٔ ۳۶۸أرّوض الخُلدام مغنی الغوانی
  5. شمارهٔ ۳۶۹یا حادی النیاق قد ذُبتَ فی الفراق
  6. شمارهٔ ۳۷۰طوبی لک ای پیک صبا خرّم رسیدی مرحبا
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.