پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۲

ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می

چشم تو مست خواب و تو مست و خراب می

فرخنده روز آنک بروی تو هر دمش

طالع شود ز مطلع جام آفتاب می

اکنون که باد صبح گشاید نقاب گل

آب فسرده را ز چه سازی نقاب می

تا کی کنم ز دیده ی می لعل در قدح

از گوهر قدح بنما لعل ناب می

حاجت بشمع نیست که بزم معاشران

روشن بود بتیره شب از ماهتاب می

هر چند گفته اند حکیمان که نافعست

محروریان آتش غم را لعاب می

ساقی ز دور ما قدحی چند در گذار

کز بسکه آتشست نداریم تاب می

چشمم نگر ز شوق تو قائم مقام جام

اشکم ببین ز لعل تو نایب مناب می

خواجو که هست بر در میخانه خاک راه

با او مگوی هیچ سخن جز ز باب می

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۴چه خوش باشد دمی با دوستداری
  2. شمارهٔ ۳۶۵روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی
  3. شمارهٔ ۳۶۶یا باری البرایا یا ذاری الّذراری
  4. شمارهٔ ۳۶۷سقی الله ایام وصل الغوانی
  5. شمارهٔ ۳۶۸أرّوض الخُلدام مغنی الغوانی
  6. شمارهٔ ۳۶۹یا حادی النیاق قد ذُبتَ فی الفراق
  7. شمارهٔ ۳۷۰طوبی لک ای پیک صبا خرّم رسیدی مرحبا
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.