پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی

به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی

چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می‌نماید

رخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی

تو چه معنی لطیفی که مجرّد از دلیلی

تو چه آیتِ شریفی که منزّه از بیانی

ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده

ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی

همه پرتو و تو شمعی همه عنصر و تو روحی

همه قطره و تو بحری همه گوهر و تو کانی

چو تو صورتی ندیدم همه موبه‌مو لطایف

چو تو سورتی نخواندم همه سربه‌سر معانی

به جنایتم چه بینی؟ به عنایتم نظر کن

که نگه کنند شاهان سوی بندگان جانی

به جز آه و اشک میگون نکشد دل ضعیفم

به سماع ارغنونی و شراب ارغوانی

دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱شاید آن زلف شکن برشکن ار می‌شکنی
  2. شمارهٔ ۳۶۲ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
  3. شمارهٔ ۳۶۳ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
  4. شمارهٔ ۳۶۴چه خوش باشد دمی با دوستداری
  5. شمارهٔ ۳۶۵روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی
  6. شمارهٔ ۳۶۶یا باری البرایا یا ذاری الّذراری
  7. شمارهٔ ۳۶۷سقی الله ایام وصل الغوانی
  8. شمارهٔ ۳۶۸أرّوض الخُلدام مغنی الغوانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.