پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی

که با لب تو حکایت کنم زهر بابی

خیال روی تو چون جز بخواب نتوان دید

شب فراق دریغا اگر بود خوابی

کنونک تشنه بمردیم و جان بحلق رسید

براه بادیه ما را که می دهد آبی

هنوز تشنه ی آن لعل آبدار توام

ز چشمم ارچه ز سر برگذشت سیلابی

اگرچه پیش کسانی خلاف امکانست

که تشنه جان بلب آرد میان غرقابی

معینست کزین ورطه جان برون نبرم

که نیست بحر غمم را بدیده پایابی

ز شوق نرگس مستت خطیب جامع شهر

چو چشم شوخ تو مستست پیش محرابی

رموز حالت مجذوب را چه کشف کند

کسی که او متعلّق نشد بقلّابی

بیا که خون دل از سر گذشت خواجو را

مگر بدست کند از لب تو عنّابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰چون نیست ما را با او وصالی
  2. شمارهٔ ۳۶۱شاید آن زلف شکن برشکن ار می‌شکنی
  3. شمارهٔ ۳۶۲ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
  4. شمارهٔ ۳۶۳ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
  5. شمارهٔ ۳۶۴چه خوش باشد دمی با دوستداری
  6. شمارهٔ ۳۶۵روی تو گر بدیدمی جان بتو برفشاندمی
  7. شمارهٔ ۳۶۶یا باری البرایا یا ذاری الّذراری
  8. شمارهٔ ۳۶۷سقی الله ایام وصل الغوانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.