پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای

چنگ بر ساز کن و خوش بزن و خوش بسرای

از حریفان صبوحی بجز از مردم چشم

کس نگیرد بمئی دست من بی سر و پای

چنگ اگر زانک ز بی همنفسی می نالد

باری از همنفس خویش چه می نالد نای

امشب از زمزمه ی پرده سرا بی خبرم

ای حریفان برسانید بدوشم بسرای

گفتم از باد صبا بوی تو می یابم گفت

چون ترا باد بدستست برو می پیمای

ساربان گر بخدنگم زند از محمل دوست

برنگردم که نترسد شتر از بانگ درای

چون مرا عمر گرامی بسر آید بی تو

تو هم ای عمر عزیزم به عیادت به سر آی

جای دل در شکن زلف تو می بینم و بس

لیک هر جا که توئی بر دل من داری جای

چون شدی شمع سراپرده ی مستان خواجو

زاتش عشق بفرسای و تن و جان بفزای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
  2. شمارهٔ ۳۵۸ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
  3. شمارهٔ ۳۵۹ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی
  4. شمارهٔ ۳۶۰چون نیست ما را با او وصالی
  5. شمارهٔ ۳۶۱شاید آن زلف شکن برشکن ار می‌شکنی
  6. شمارهٔ ۳۶۲ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
  7. شمارهٔ ۳۶۳ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی
  8. شمارهٔ ۳۶۴چه خوش باشد دمی با دوستداری
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.