پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی

گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری

گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی

گفتم که خوش‌نوایی از باغ بینوایی

گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی

گفتم به مِی‌پرستی جُستم ز خود رهایی

گفتا جوی نیرزی گر زهد و توبه ورزی

گفتم که توبه کردم از زهد و پارسایی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی

گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم

گفتم به از ترنجی لیکن بدست نایی

گفتا چرا چو ذرّه با مهر عشق بازی

گفتم از آن که هستم سرگشته‌ای هوایی

گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند

گفتم حدیث مستان سرّی بود خدایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
  2. شمارهٔ ۳۵۶ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
  3. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
  4. شمارهٔ ۳۵۸ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
  5. شمارهٔ ۳۵۹ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی
  6. شمارهٔ ۳۶۰چون نیست ما را با او وصالی
  7. شمارهٔ ۳۶۱شاید آن زلف شکن برشکن ار می‌شکنی
  8. شمارهٔ ۳۶۲ای رفته پیش چشمه ی نوش تو آب می
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.