پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی

شرطست که دست از من دیوانه بشوئی

بر روی نکو این همه آشفته نگردند

سرّیست در اوصاف تو بیرون ز نکوئی

طوبی نشنیدیم بدین سرو خرامی

خورشید ندیدیم بدین سلسله موئی

ای باد بهاری مگر از گلشن یاری

ور نفحه ی مشکین مگر از طره ی اوئی

انفاس بهشتی که چنین روح فزائی

یا نکهت اوئی که چنین غالیه بوئی

گر بار دگر سوی عراقت گذر افتد

زنهار که با آن مه بی مهر بگوئی

کای جان و دلم سوخته از آتش مهرت

آگاه نئی از من دلسوخته گوئی

بوی جگر سوخته آید بمشامت

هر ذرّه ز خاک من مسکین که ببوئی

در نامه اگر شرح دهم قصّه شوقت

کلکم دو زبانی کند و نامه دوروئی

در خاک سر کوی تو گمشده دل خواجو

فریاد گر آن گمشده را باز نجوئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
  2. شمارهٔ ۳۵۴پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
  3. شمارهٔ ۳۵۵از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
  4. شمارهٔ ۳۵۶ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
  5. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
  6. شمارهٔ ۳۵۸ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
  7. شمارهٔ ۳۵۹ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی
  8. شمارهٔ ۳۶۰چون نیست ما را با او وصالی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.