پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی

سر سبزی خطّ سیهت سر بسر از موی

جز پرتو رخسار تو از طرّه شبرنگ

هرگز نشنیدیم طلوع قمر از موی

بر طرف بناگوش تو آن سنبل مه پوش

افکنده دو صد سلسله بر یکدگر از موی

بی موی میانت تن من در شب هجران

چون موی میانت شده باریکتر از موی

موئی ز میانت سر موئی نکند فرق

تا ساخته ئی موی میانرا کمر از موی

موئیست دهان تو و از موی شکافی

هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از موی

بیرون ز میان تو که ماننده موئیست

کس بر تن سیمینت نبیند اثر از موی

خواجو چو بوصف دهنت موی شکافد

یک نکته نگوید ز دهانت مگر از موی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
  2. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
  3. شمارهٔ ۳۵۴پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
  4. شمارهٔ ۳۵۵از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
  5. شمارهٔ ۳۵۶ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
  6. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
  7. شمارهٔ ۳۵۸ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
  8. شمارهٔ ۳۵۹ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.