پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی

چگونه در نظر آید جمال طلعت لیلی

حدیث حسنت و ادراک هر کسی بحقیقت

جمال یوسف مصریست پیش دیده ی اعمی

مقیم طور محبّت ز شوق باز نداند

شعاع آتش مهر از فروغ نور تجلی

کمال معجزه ی حسن بین که غایت سحرست

شکنج زلف چو ثعبان نهاده بر کف موسی

حکایتیست ز حسنت جمال لعبت چینی

نمونه ئیست ز نقشت نگار خانه ی مانی

رخ منوّر و خال سیاهت آتش و هندو

خط معنبر و زلف کژت زمرّد و افعی

کجا بصورت و معنی بچشم عقل در آئی

که هست حسن و جمالت ورای صورت و معنی

چو حسن منظر و بالای دلفریب تو بینند

که التفات نماید بحور و جنّت و طوبی

بجام باده صافی بشوی جامه ی صوفی

چرا که باده نشاند غبار توبه و تقوی

چو چشم مست تو فتوی دهد که باده حلالست

بریز خون صراحی چه حاجتست بفتوی

بیاد لعل تو خواجو چو در محاوره آید

کند بمنطق شیرین بیان معجز عیسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
  2. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
  3. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
  4. شمارهٔ ۳۵۴پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
  5. شمارهٔ ۳۵۵از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
  6. شمارهٔ ۳۵۶ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
  7. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
  8. شمارهٔ ۳۵۸ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.