پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی

که آفتاب بلندی چو بر کناره ی بامی

کنون تو سرو خرامان بگاه جلوه ی طاوس

هزار بار سبق برده ئی بکبک خرامی

گرم قبول کنی همچو بندگان بارادت

بدیده گر بنشینی بایستم بغلامی

اگرچه غیرتم آید که با وجود حریفان

مثال آب حیاتی که در میان ظلامی

اگر چراغ نباشد مرا تو چشم و چراغی

ور آفتاب نباشد مرا تو ماه تمامی

ز شام تا بسحر شمع وار پیش وجودت

بسوختیم ولکن دلت نسوخت ز خامی

مگر تو باغ بهشتی نگویمت که چو حوری

مرا تو جان و جهانی ندانمت که کدامی

براه بادیه ما را بمان بخار مغیلان

شب رحیل که گفتیم ترک جان گرامی

محّب دوست نیندیشد از جفای رقیبان

ترا که شوق حرم نیست غم بود ز حرامی

چه باشد ار بعنایت نظر کنی سوی خواجو

چرا که لطف تو عامست و آن ستم زده عامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
  2. شمارهٔ ۳۵۱ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
  3. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
  4. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
  5. شمارهٔ ۳۵۴پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
  6. شمارهٔ ۳۵۵از برای دلم ای مطربه ی پرده سرای
  7. شمارهٔ ۳۵۶ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
  8. شمارهٔ ۳۵۷در دلم بود کزین پس ندهم دل به کسی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.