پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۵

چگونه سرو روان گویمت که عین روانی

نه محض جوهر روحی که روح جوهر جانی

کدام سرو که گویم براستی بتو ماند

که باغ سرو روانی و سرو باغ روانی

تو آن نئی که توانی که خستگان بلا را

بکام دل برسانی و جان بلب نرسانی

چه جرم رفت که رفتی و در غمم بنشاندی

چه خیزد ار بنشینی و آتشم بنشانی

برون نمی روی از دل که حال دیده ببینی

نمی کشی مگر از درد و حسرتم برهانی

زهر که دل برباید تو دل رباتر ازوئی

ز هر چه جان بفزاید تو جان فزاتر از آنی

نهاده ام سر خدمت بر آستان ارادت

گرم بلطف بخوانی و گر بقهر برانی

اگر امان ندهد عمر و بخت باز نگردد

کجا بصبر میسر شود حصور امانی

مکن ملامت خواجو بعشقبازی و مستی

که برکناری و دانم که حال غرقه ندانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۷حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
  2. شمارهٔ ۳۴۸گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
  3. شمارهٔ ۳۴۹مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
  4. شمارهٔ ۳۵۰ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
  5. شمارهٔ ۳۵۱ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
  6. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
  7. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
  8. شمارهٔ ۳۵۴پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.