پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

مهست یا رخ آن آفتاب مهرافزای

شبست یا خم آن طرّه قمر فرسای

مرا مگوی که دل در کمند او مفکن

بدان نگار پریچهر گو که دل مربای

چه سود کان مه محمل نشین نمی گوید

که بیش ازین مخروش ای درای هرزه درای

مرا بزلف تورایست از انک طوطی را

گمان مبر که بهندوستان نباشد رای

نوای نغمه ی چنگم چه سود چون همه شب

خیال زلف توام چنگ می زند در نای

ببوی زلف سیاهت بباد دادم عمر

مرا که گفت که بنشین و باد می پیمای

اگرچه عمر منی ای شب سیه بگذر

و گرچه جان منی ای مه دو هفته برای

چو روشنست که عمر این همه نمی پاید

مرا چو عمر عزیزی تو نیز بیش مپای

خوشا بفصل بهاران فتاده وقت صبوح

نوای پرده سرا در هوای پرده سرای

اگر خروش برآرد چو بلبلان خواجو

چه غم خورد گل سوری ز مرغ نغمه سرای

ز شور شکّر شعرم نوای عشق زنند

ببوستان سخن طوطیان شکّر خای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی
  2. شمارهٔ ۳۴۷حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
  3. شمارهٔ ۳۴۸گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
  4. شمارهٔ ۳۴۹مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
  5. شمارهٔ ۳۵۰ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
  6. شمارهٔ ۳۵۱ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
  7. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
  8. شمارهٔ ۳۵۳گفتا تو از کجایی کآشفته می‌نمایی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.