پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

ای که بر دیدهٔ صاحب‌نظران می گذری

پرده بردار که تا خلق ببینند پری

می‌روی فارغ و خلقی نگران از پس و پیش

تا تو یک ره ز سر لطف در ایشان نگری

همه شب منتظر موکب صبحم که مرا

بوی زلف تو دهد نکهت باد سحری

بامدادان که صبا حلّه خضرا پوشد

نوعروسان چمن را بگه جلوه گری

این طراوت که تو داری چو بگلزار آئی

گل رویت ببرد رونق گلبرگ طری

در کمالیت حسنت نرسد درک عقول

هر چه در خاطرم آید تو از آن خوبتری

وه که گر پرده براندازی و زین پرده زنی

پردهٔ راز معمّای جهان را بدری

ور بدین شکل و شمایل بدر آئی روزی

نه دل من که دل خلق جهانی ببری

خون خواجوست بتا ریخته بر خاک درت

تا بدانی که دگر باره به عزّت گذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
  2. شمارهٔ ۳۴۶ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی
  3. شمارهٔ ۳۴۷حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
  4. شمارهٔ ۳۴۸گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
  5. شمارهٔ ۳۴۹مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
  6. شمارهٔ ۳۵۰ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی
  7. شمارهٔ ۳۵۱ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی
  8. شمارهٔ ۳۵۲گر به فریب می‌کشی ور به عتاب می‌کشی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.