پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

ای لاله‌زار آتش روی تو، آبروی

بر باد داده، آب رخ من چو خاک کوی

از من مشوی دست که من بی تو شسته‌ام

هم روی آب دیده و هم دست از آبروی

با پرتو جمال تو خورشید گو متاب

با قامت بلند تو شمشاد گو مروی

خوش بر کنار چشمه‌ی چشمم نشسته‌ای

آری خوشست سرو سهی بر کنار جوی

یا رب سرشک دیده‌ی گریانم از چه باب

و آیا شکنج زلف پریشانت از چه روی

شرح غمم چو آب فرو خواند یک به یک

حال دلم چو باد فرو گفت مو به موی

تا کی حدیث زلف تو در دل توان نهفت

مشک ختن هر آینه پیدا شود به بوی

روزی اگر به تیغ محبّت شوم قتیل

خونم از آن سیه دل نامهربان بجوی

خواجو به آب دیده گر از خود نشُست دست

در آتش فراق برو دست ازو بشوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲خودپرستی مکن ار زان که خدا می‌طلبی
  2. شمارهٔ ۳۴۳ای که بر دیدهٔ صاحب‌نظران می گذری
  3. شمارهٔ ۳۴۴مهست یا رخ آن آفتاب مهرافزای
  4. شمارهٔ ۳۴۵چگونه سرو روان گویمت که عین روانی
  5. شمارهٔ ۳۴۶ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی
  6. شمارهٔ ۳۴۷حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می
  7. شمارهٔ ۳۴۸گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی
  8. شمارهٔ ۳۴۹مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.