پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی

شربت کوثر ترا و جنّت اعلی

صحبت شیرین طلب نه حشمت خسرو

مهر نگارین کزین نه ملکت کسری

دیو بود طالب نگین سلیمان

طفل بود در هوای صورت مانی

چند کنی دعوتم بتقوی و توبه

خیز که ما کرده ایم توبه ز تقوی

از سر مستی کشیده ایم چو مجنون

رشته ی جان در طناب خیمه ی لیلی

زلف کژش بین فتاده بر رخ زیبا

راست چو ثعبان نهاده در کف موسی

عقل تصور نمی کند که توان دید

صورت خوبش مگر بدیده معنی

موسی جان بر فراز طور محبت

دیده ز رویش فروغ نور تجلّی

بوی عبیرست یا نسیم بهاران

باغ بهشتست یا منازل سلمی

یاد بود چون تو در محاوره آئی

با لب لعلت حکایت دم عیسی

راه ندارد بکوی وصل تو خواجو

دست گدایان کجا رسد بتمنّی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
  2. شمارهٔ ۳۳۸گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی
  3. شمارهٔ ۳۳۹ای آینه قدرت بیچون الهی
  4. شمارهٔ ۳۴۰ای لاله‌زار آتش روی تو، آبروی
  5. شمارهٔ ۳۴۱چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
  6. شمارهٔ ۳۴۲خودپرستی مکن ار زان که خدا می‌طلبی
  7. شمارهٔ ۳۴۳ای که بر دیدهٔ صاحب‌نظران می گذری
  8. شمارهٔ ۳۴۴مهست یا رخ آن آفتاب مهرافزای
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.