پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

گهم رانی و گه دشنام خوانی

تو دانی گر بخوانی ور برانی

من از عالم برون از آستانت

نمی دانم دری باقی تو دانی

چه باشد گر غریبی را بپرسی

چه خیزد گر اسیری را بخوانی

ز بس کز ناله ی من در فغانست

کند کوه گرانم دل گرانی

چو من دور از تو بر آتش نشستم

تو می خواهی که بر خاکم نشانی

بزد راهم سماع ارغنونی

ببرد آبم شراب ارغوانی

بیا تا با جوانان باده نوشیم

که بر بادست دوران جوانی

زهی رویت گل باغ بهشتی

خط سبزت مثال آسمانی

ترا سرو روان گفتن روانیست

که از سر تا قدم عین روانی

چو نام شکرت گفتم خرد گفت

ندیدم کس بدین شیرین زبانی

خضر گر چشمه ی نوشت بدیدی

بشستی دست از آب زندگانی

بهر سو گو مرو چشم تو زانروی

که بر مردم فتد از ناتوانی

بیاد لعل دُرپاش تو خواجو

کند گاه سخن گوهرفشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
  2. شمارهٔ ۳۳۷دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
  3. شمارهٔ ۳۳۸گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی
  4. شمارهٔ ۳۳۹ای آینه قدرت بیچون الهی
  5. شمارهٔ ۳۴۰ای لاله‌زار آتش روی تو، آبروی
  6. شمارهٔ ۳۴۱چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
  7. شمارهٔ ۳۴۲خودپرستی مکن ار زان که خدا می‌طلبی
  8. شمارهٔ ۳۴۳ای که بر دیدهٔ صاحب‌نظران می گذری
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.