پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی

وی تیر چشم مستت در عین دیده دوزی

در چنگ آرزویت سوزم چو عود و سازم

چون چنگم ار بسازی چون عودم ار بسوزی

رفتیم و روز وصلت روزی نبود ما را

یا رب شب جدائی کس را مباد روزی

ای شمع جمع مستان بخرام در شبستان

تا بزم می پرستان از چهره برفروزی

گفتی شبی که وصلم هم روزی تو باشد

ای روز وصل جانان آخر کدام روزی

در نیم شب برآید صبح جهان فروزم

گر نیم شب در آید خورشید نیم روزی

گل گرچه از لطافت بستان فروز باشد

نبود چو آن سمنبر در بوستان فروزی

خواجو بچشم معنی کی نقش یار بینی

تا چشم نقش بین را ز اغیار برندوزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی
  2. شمارهٔ ۳۳۶برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
  3. شمارهٔ ۳۳۷دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
  4. شمارهٔ ۳۳۸گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی
  5. شمارهٔ ۳۳۹ای آینه قدرت بیچون الهی
  6. شمارهٔ ۳۴۰ای لاله‌زار آتش روی تو، آبروی
  7. شمارهٔ ۳۴۱چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی
  8. شمارهٔ ۳۴۲خودپرستی مکن ار زان که خدا می‌طلبی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.