پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

ای دلم ز زلف سیهت زنّاری

نافه ی مشک تتار از سر زلفت تاری

خط مشکین تو از غالیه بر صفحه ی ماه

گرد آن نقطه ی موهوم کشد پرگاری

بر گل عارضت آن خال سیاه افتادست

همچو زنگی بچه ئی بر طرف گلزاری

گر کسی برخورد از لعل لبت اولی من

ور دل از دست رود در سر زلفت باری

کار زلف سیهت گر بدلم دربندست

سهل باشد اگرش زین بگشاید کاری

دلم آن طرّه هندو بسیه کاری برد

چون فتادم من بیدل بچنان طرّاری

نرگس مست تو گر باده چنین پیماید

نیست ممکن که ز مجلس برود هشیاری

گرهی از شکن زلف چلیپا بگشای

تا بهر موی ببندم پس ازین زنّاری

ظاهر آنست که ضایع گذرد عمر عزیز

مگر آن دم که بر آری نفسی با یاری

میل خاطر بگلستان نکشد خواجو را

اگرش دست دهد طلعت گلرخساری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲بخوبی چون یار من نباشد یاری
  2. شمارهٔ ۳۳۳ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
  3. شمارهٔ ۳۳۴گهم رانی و گه دشنام خوانی
  4. شمارهٔ ۳۳۵باده ی گلگون مرا و طلعت سلمی
  5. شمارهٔ ۳۳۶برخیز که بنشیند فریاد ز هر سویی
  6. شمارهٔ ۳۳۷دلکم برد به غارت ز برم دلبرکی
  7. شمارهٔ ۳۳۸گر تو شیرین شکر لب به شکر خنده درآیی
  8. شمارهٔ ۳۳۹ای آینه قدرت بیچون الهی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.