پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

چون نئی سرگشتهٔ چوگان چو گوی

رو بترک گوی سرگردان بگوی

گوی چون با زخم چوگانش سریست

بوک چوگان سر فرود آرد بگوی

تشنگان را بر کنار جو ببین

کشتگانرا در میان خون بجوی

عارفان در وجد و ما در های های

مطربان در شور و ما در های هوی

تشنه ی خمخانه باشد جان من

کوزه گر چون از گِلم سازد سبوی

گر شوم خاک رهت کو راه آن

ور نهم رو بردرت کو آب روی

شاید ار بر چشمها جایت کنند

زانکه گُل خوشتر بُود برطرف جوی

با رُخت خورشید تابان گو متاب

با قدت سرو خرامان گو مروی

دل که بر خاک درت گم کرده ام

می برم در زلف مشکین تو بوی

گر ترا با موی می باشد سری

فرق نبود موئی از من تا بموی

با لبت خواجو ز آب زندگی

گر نشوید دست دست از وی بشوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟
  2. شمارهٔ ۳۲۸ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
  3. شمارهٔ ۳۲۹خرامنده سروی به رخ گلستانی
  4. شمارهٔ ۳۳۰ای دلم ز زلف سیهت زنّاری
  5. شمارهٔ ۳۳۱تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
  6. شمارهٔ ۳۳۲بخوبی چون یار من نباشد یاری
  7. شمارهٔ ۳۳۳ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
  8. شمارهٔ ۳۳۴گهم رانی و گه دشنام خوانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.