پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی

وی لب لعل تر ای عادت روح افزائی

رقم از غالیه بر صفحه ی دیباچه زنی

مشک تاتار چرا بر گل سوری سائی

لعل در پوش گهرپاش ترا لؤلؤی تر

چه کند کز بن دندان نکند لالائی

روی خوب تو جهانیست پر از لطف و جمال

وین عجبتر که تو خورشید جهان آرائی

گفته بودی که ازو سیر بر آیم روزی

چون مرا جان عزیزی عجب ار برنائی

همه شب منتظر خیل خیال تو بود

مردم دیده ی من در حرم بینائی

گر نپرسی خبر از حال دلم معذوری

که سخن را نبود در دهنت گنجائی

تو مرا عمر عزیزی و یقین می دانم

که چو رفتی نتوانی که دگر بازآئی

لب شیرین تو خواجو چو بدندان بگرفت

از جهان شور برآورد بشکر خائی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
  2. شمارهٔ ۳۲۷گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟
  3. شمارهٔ ۳۲۸ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
  4. شمارهٔ ۳۲۹خرامنده سروی به رخ گلستانی
  5. شمارهٔ ۳۳۰ای دلم ز زلف سیهت زنّاری
  6. شمارهٔ ۳۳۱تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری
  7. شمارهٔ ۳۳۲بخوبی چون یار من نباشد یاری
  8. شمارهٔ ۳۳۳ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.