پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

من کیم زاری نزار افتاده ئی

پر غمی بیغمگسار افتاده ئی

دردمندی رنج ضایع کرده ئی

مستمندی سوگوار افتاده ئی

مبتلائی در بلا فرسوده ئی

بی قرینی بی قرار افتاده ئی

باد پیمائی بخاک آغشته ئی

خسته جانی دل فگار افتاده ئی

نیمه مستی بی حریفان مانده ئی

می پرستی در خمار افتاده ئی

بی کسی از یار غایب گشته ئی

ناکسی از چشم یار افتاده ئی

اختیار از دست بیرون رفته ئی

بیخودی بی اختیار افتاده ئی

عندلیبی از گل سوری جدا

خسته ئی دور از دیار افتاده ئی

پیش چشم آهوان جان داده ئی

بر ره شیران شکار افتاده ئی

دست بر دل خاک بر سر مانده ئی

بر سر ره خاکسار افتاده ئی

رو بغربت کرده فرقت دیده ئی

بی عزیزان مانده خوار افتاده ئی

بیدل و بی یار رحلت کرده ئی

بی زر و بی زور زار افتاده ئی

همچو خواجو پای در گل مانده ئی

بر سر پل مانده بار افتاده ئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
  2. شمارهٔ ۳۲۲اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی
  3. شمارهٔ ۳۲۳دلا تا طلعت سلمی نیابی
  4. شمارهٔ ۳۲۴ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
  5. شمارهٔ ۳۲۵چون نئی سرگشتهٔ چوگان چو گوی
  6. شمارهٔ ۳۲۶شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
  7. شمارهٔ ۳۲۷گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟
  8. شمارهٔ ۳۲۸ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.