پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

گِرد ماه از مشک چنبر کرده ئی

ماه را از مشک زیور کرده ئی

شام شبگون قمر فرسای را

سایبان مهر انور کرده ئی

در شبستان عبیر افشان زلف

شمع کافوری ز رخ برکرده ئی

از چه رو بستانسرای خلد را

منزل هندوی کافر کرده ئی

روز را در سایه ی شب برده ئی

شام را پیرایه ی خور کرده ئی

لعل دُرپاش زمرّد پوش را

پرده دار عقد گوهر کرده ئی

تا بدست آورده ئی طغرای حسن

ملک خوبی را مسخّر کرده ای

ای مه آتش عذار آن آب خشک

کابگیر آتش تر کرده ئی

بر کفم نه گرچه خون جان ماست

آنک در نصفی و ساغر کرده ئی

جان خواجو را ز جعد عنبرین

هر زمان طوقی معنبر کرده ئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی
  2. شمارهٔ ۳۲۳دلا تا طلعت سلمی نیابی
  3. شمارهٔ ۳۲۴ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
  4. شمارهٔ ۳۲۵چون نئی سرگشتهٔ چوگان چو گوی
  5. شمارهٔ ۳۲۶شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
  6. شمارهٔ ۳۲۷گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟
  7. شمارهٔ ۳۲۸ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی
  8. شمارهٔ ۳۲۹خرامنده سروی به رخ گلستانی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.