پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

ای روانم بلب لعل تو آورده پناه

دلم از مهر تو آتش زده در خرمن ماه

از سر کوی تو هرگه که کنم عزم رحیل

خون چشمم بدود گرم و بگیرد سر راه

چون قلم قصّه ی سودای تو آرد بزبان

روی دفتر کند از دیده پر از خون سیاه

بسکه چون صبح در آفاق زنم آتش دل

نتواند که برآید شه سیاره پگاه

می کشم بار غم فرقت یاران قدیم

می شود پشت من خسته از آنروی دوتاه

محرمی کو که بُود همسخنم جز خامه

مونسی کو که شد همنفسم الّا آه

گر نسیم سحری بنده نوازی نکند

نکند هیچکس از یار و دیارم آگاه

چشم خونبارم اگر کوه گران پیش آید

بر سر آب روان افکندش همچون کاه

بگذرد هر نفس آن عمر گرامی از من

وز تکبّر نکند در من بیچاره نگاه

آب چشمت که ازو کوه بماند خواجو

روز رحلت نتوان رفت برون جز بشناه

فرض عینست که سازی اگرت دست دهد

سرمه ی دیده ی مقصود ز خاک در شاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته
  2. شمارهٔ ۳۱۵برآمد ما هم از میدان سواره
  3. شمارهٔ ۳۱۶ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
  4. شمارهٔ ۳۱۷این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده ئی
  5. شمارهٔ ۳۱۸از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئی
  6. شمارهٔ ۳۱۹من کیم زاری نزار افتاده ئی
  7. شمارهٔ ۳۲۰گِرد ماه از مشک چنبر کرده ئی
  8. شمارهٔ ۳۲۱گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.