پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

صبحست ساقیا می چون آفتاب کو

خاتون آب جامه ی آتش نقاب کو

چون لعل آبدار ز چشمم نمی رود

از جام لعل فام عقیق مذاب کو

درمانده ایم با دل غمخواره می کجاست

در آتشیم با جگر تشنه آب کو

اکنون که مرغ پرده ی نوروز می زند

ای ماه پرده ساز خروش رباب کو

دردیکشان کوی خرابات عشق را

بیرون ز گوشه ی جگر آخر کباب کو

گفتم چو بخت خویش مگر بینمت بخواب

لیکن ز چشم مست تو پروای خواب کو

خواجو که یک نفس نشدی خالی از قدح

مخمور تا بچیند نشیند شراب کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹بساز چاره ی این دردمند بیچاره
  2. شمارهٔ ۳۱۰ای ملک دلم خراب کرده
  3. شمارهٔ ۳۱۱زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
  4. شمارهٔ ۳۱۲ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
  5. شمارهٔ ۳۱۳ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
  6. شمارهٔ ۳۱۴قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته
  7. شمارهٔ ۳۱۵برآمد ما هم از میدان سواره
  8. شمارهٔ ۳۱۶ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.