پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو

خسته مگذار مرا وز سر تیمار مرو

بجفا بر سر یاران وفادار میا

بوفا از پی خصمان جفاکار مرو

چند گوئی که روم روزی و ترک تو کنم

مکن ای یار زمن بشنو و زنهار مرو

ای دل ار شور شکر خنده ی شیرین داری

همچو فرهاد بده جان و بکهسار مرو

تیره شب در شکن طره ی دلدار مپیچ

وگرت راه غلط شد بشب تار مرو

بگذر از خالش و گیسوی سیاهش بگذار

در پی مهره بسر در دهن مار مرو

گر بود برگ گل سوریت از خار مترس

ور هوای چمنت نیست بگلزار مرو

اگرت خرقه سالوس شود دامنگیر

با مرقّع بدرخانه ی خمّار مرو

اگر از کعبه بمیخانه کشندت خواجو

برو ای خواجو و از میکده هشیار مرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰ای ملک دلم خراب کرده
  2. شمارهٔ ۳۱۱زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
  3. شمارهٔ ۳۱۲ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
  4. شمارهٔ ۳۱۳ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
  5. شمارهٔ ۳۱۴قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته
  6. شمارهٔ ۳۱۵برآمد ما هم از میدان سواره
  7. شمارهٔ ۳۱۶ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
  8. شمارهٔ ۳۱۷این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده ئی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.