پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

در تابم از دو هندوی آتش پرستشان

کز دست رفت دنیی و دینم ز دستشان

از مشک سوده سلسله بر مه نهاده اند

زانرو که آفتاب بُود زیردستشان

بر طرف آفتاب چه در خور فتاده است

مرغول مشگ رنگ دلاویز پستشان

از حد گذشته اند بخوبی و لطف از آنک

زین بیش نیست حد لطافت که هستشان

مسکین دلم که بلبل بستان شوق بود

شد پای بند حلقه ی زلف چوستشان

نعلم نگر که باز بر آتش نهاده اند

آن هندوان کافر آتش پرستشان

صاحبدلان که بی خبرند از شراب شوق

در داده اند جرعه ی جام الستشان

یاران ز جام باده ی نوشین فتاده مست

خواجو از آن دو نرگس مخمور مستشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵آب آتش می رود زان لعل آتش فام او
  2. شمارهٔ ۳۰۶خوشا کشته بر طرف میدان او
  3. شمارهٔ ۳۰۷صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
  4. شمارهٔ ۳۰۸ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
  5. شمارهٔ ۳۰۹بساز چاره ی این دردمند بیچاره
  6. شمارهٔ ۳۱۰ای ملک دلم خراب کرده
  7. شمارهٔ ۳۱۱زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
  8. شمارهٔ ۳۱۲ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.