پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۹

ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان

لعل زمرّد نقاب گوهر یاقوت کان

زلف تو هندو نژاد لعل تو کوثر نهاد

هندوی آتش نشین کوثر آتش نشان

چشم گهرپاش من قلزم سیماب ریز

واه جگر تاب من صرصر آتش فشان

کاکل مشکین تو غالیه بر نسترن

سنبل پرچین تو سلسله بر ارغوان

هندوی زلف ترا برشه خاور کمین

زنگی خال ترا بر طرف چین مکان

شام سحر پوش را کرده زمه تکیه جای

چشمه ی خورشید را بسته ز شب سایبان

روی تو و خطّ سبز آینه ی چین و زنگ

لعل تو و خال لب طوطی و هندوستان

موی میانت که آن یک سر مو بیش نیست

نیست تو گوئی از او یک سر مو در میان

گرچه ز سر تا قدم در شب حیرت بسوخت

زنده دل آمد چو شمع خواجوی آتش زبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۱ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان
  2. شمارهٔ ۳۰۲ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
  3. شمارهٔ ۳۰۳در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
  4. شمارهٔ ۳۰۴مرا ز هجر تو امّید زندگانی کو
  5. شمارهٔ ۳۰۵آب آتش می رود زان لعل آتش فام او
  6. شمارهٔ ۳۰۶خوشا کشته بر طرف میدان او
  7. شمارهٔ ۳۰۷صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
  8. شمارهٔ ۳۰۸ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.