پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

بر اشکم کهربا آبیست روشن

سرشکم بیتو خونابیست روشن

اگر گفتم که اشکم سیم نابست

خطا گفتم که سیمابیست روشن

شبی خورشید را در خواب دیدم

توئی تعبیر و این خوابیست روشن

شکنج زلف و روی دلفروزت

شبی تاریک و مهتابیست روشن

خطت از روشنائی نامه ی حسن

بگرد عارضت بابیست روشن

رخت در روشنی برد آب آتش

ولی در چشم ما آبیست روشن

دلم تا شد مقیم طاق ابروت

چو شمعی پیش محرابیست روشن

کجا از ورطه ی عشقت برم جان

چو می دانم که غرقابیست روشن

درش خواجو بهر بابی که خواهی

ز فردوس برین بابیست روشن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷نرگس مستت فتنه ی مستان
  2. شمارهٔ ۲۹۸ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
  3. شمارهٔ ۲۹۹ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
  4. شمارهٔ ۳۰۰ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
  5. شمارهٔ ۳۰۱ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان
  6. شمارهٔ ۳۰۲ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
  7. شمارهٔ ۳۰۳در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
  8. شمارهٔ ۳۰۴مرا ز هجر تو امّید زندگانی کو
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.