پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

آن لب شیرین همچون جان شیرین

وان شکنج زلف همچون نافه ی چین

جان شیرینست یا مرجان شیرین

نافه ی مشکست یا زلفین مشکین

عاقلان مجنون آنزلف چو لیلی

خسروان فرهاد آن یاقوت شیرین

عارضش بین بر سر سروار ندیدی

گلستانی بر فراز سرو سیمین

من بروی دوست می بینم جهانرا

وز برای دوست می خواهم جهان بین

شمع بنشست ای مه بی مهر برخیز

ناله ی مرغ سحر برخاست بنشین

سنبل سیراب را از برگ لاله

برفکن تا بشکند بازار نسرین

دلبران عاشق کشند اما نه چندان

بیدلان انده خورند اما نه چندین

جان تلخی می دهد خواجو چو فرهاد

جان شیرینش فدای جان شیرین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
  2. شمارهٔ ۲۹۹ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
  3. شمارهٔ ۳۰۰ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
  4. شمارهٔ ۳۰۱ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان
  5. شمارهٔ ۳۰۲ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
  6. شمارهٔ ۳۰۳در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
  7. شمارهٔ ۳۰۴مرا ز هجر تو امّید زندگانی کو
  8. شمارهٔ ۳۰۵آب آتش می رود زان لعل آتش فام او
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.