پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۱

دلا از جان زبان درکش که جانان

نکو داند زبان بی زبانان

اگر برگ گلت باشد چو بلبل

مترس از خار خار باغبانان

طبیبانرا اگر دردی نباشد

چه غم باشد ز درد ناتوان

نیندیشد معاشر در شبستان

شبان تیره از حال شبانان

خرد با عشق برناید که پیران

زبون آیند در دست جوانان

ندارد موئی از موئی تفاوت

میان لاغر لاغر میانان

شراب تلخ چون شکّر کنم نوش

بیاد شکّر شیرین دهانان

اگر جانان برآرد کام جانم

کنم جانرا فدای جان جانان

میانش در ضمیر خرده بینان

دهانش در گمان خرده دانان

نشان دل چه می پرسی ز خواجو

نپرسد کس نشان بی نشانان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۳زهی روی تو صبح شب نشینان
  2. شمارهٔ ۲۹۴ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
  3. شمارهٔ ۲۹۵بر اشکم کهربا آبیست روشن
  4. شمارهٔ ۲۹۶آن لب شیرین همچون جان شیرین
  5. شمارهٔ ۲۹۷نرگس مستت فتنه ی مستان
  6. شمارهٔ ۲۹۸ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
  7. شمارهٔ ۲۹۹ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
  8. شمارهٔ ۳۰۰ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.