پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

ای نسیم سحری بوی بهارم برسان

شکری از لب شیرین نگارم برسان

حلقه ی زلف دلارام من از هم بگشای

شمسه ئی زان گره غالیه بارم برسان

تار آن سلسله ی مشک فشان بر هم زن

بوئی از نافه ی آهوی تتارم برسان

گرت افتد بدواخانه ی وصلش گذری

مرهمی بهر دل ریش فگارم برسان

دم بدم تا کنمش بر ورق دیده سواد

نسخه ئی زان خط مشکین غبارم برسان

تا دهم بوسه و بر بازوی ایمان بندم

رقعه ئی از خط آن لاله عذارم برسان

پیش از آن کز من دلخسته نماند دیار

مژده ئی از ره یاری بدیارم برسان

چون بدان بقعه رسی رقعه ی من در نظر آر

نام من محو کن و نامه بیارم برسان

گر بخمخانه ی آن مغبچه ات راه بُود

سر خُم برکن و داروی خمارم برسان

دارد آن موی میان از من بیچاره کنار

یا رب آنموی میان را بکنارم برسان

دل خواجو شد و برخاک درش کرد قرار

خبری زاندل بی صبر و قرارم برسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان
  2. شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
  3. شمارهٔ ۲۹۰چه خوش باشد میان لاله زاران
  4. شمارهٔ ۲۹۱دلا از جان زبان درکش که جانان
  5. شمارهٔ ۲۹۲چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  6. شمارهٔ ۲۹۳زهی روی تو صبح شب نشینان
  7. شمارهٔ ۲۹۴ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
  8. شمارهٔ ۲۹۵بر اشکم کهربا آبیست روشن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.