پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۵

خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم

دل و جان داده ز دست از پی جانان بروم

با چنین درد ندانم که چه درمان سازم

مگر این کز پی آن مایهٔ درمان بروم

من که در مصر چو یعقوب عزیزم دارند

چه نشینم ز پی یوسف کنعان بروم

بعد ازین قافله در راه به کشتی گذرد

چو من دلشده با دیدهٔ گریان بروم

گرچه از ظلمت هجران نبرم جان به کنار

چون سکندر ز پی چشمهٔ حیوان بروم

تا نگویند که چون سوسن ازو آزادم

همچو باد از پی آن سرو خرامان بروم

چون سرم رفت و به سامان نرسیدم بی‌دوست

شاید اندر عقبش بی‌سر و سامان بروم

اگرش دور مخالف به عراق اندازد

من به پهلو ز پیش تا به سپاهان بروم

همچو خواجو گرم از گنج نصیبی ندهند

رخت بربندم و زین منزل ویران بروم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
  2. شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان
  3. شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
  4. شمارهٔ ۲۹۰چه خوش باشد میان لاله زاران
  5. شمارهٔ ۲۹۱دلا از جان زبان درکش که جانان
  6. شمارهٔ ۲۹۲چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  7. شمارهٔ ۲۹۳زهی روی تو صبح شب نشینان
  8. شمارهٔ ۲۹۴ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.