پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم

با زلف عنبربارش از مشک ختن باز آمدم

تا آن نگار سیمبر شد شمع ایوانی دگر

مُردم چو شمع انجمن وز انجمن باز آمدم

گفتم ببینم روی او یا راه یابم سوی او

رفتم ز جان در کوی او وز جان و تن باز آمدم

از عشق آن جان جهان بگذشتم از جان و جهان

وز مهر آن سرو روان از نارون باز آمدم

چون باد صبح از بوستان آورد بوی دوستان

رفتم ز شوق از خویشتن وز خویشتن باز آمدم

تا برگ گلبرگ رخش دارم ندارم برگ گل

تا آمدم در کویش از طرف چمن باز آمدم

می رفت و می گفت ای گدا از من بیازردی چرا

گر زانک داری ماجرا بازآ که من باز آمدم

وقتی اگر من پیش ازین با خود ز راه بیخودی

گفتم کزو باز آیم از باز آمدن باز آمدم

خواجو بکام دوستان سوی وطن باز آمدی

ای دوستان از آمدن سوی وطن باز آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  2. شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
  3. شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
  4. شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان
  5. شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
  6. شمارهٔ ۲۹۰چه خوش باشد میان لاله زاران
  7. شمارهٔ ۲۹۱دلا از جان زبان درکش که جانان
  8. شمارهٔ ۲۹۲چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.