پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۲

رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم

بر من ای اهل نظر عیب مگیرید که مستم

هر شبم چشم تو در خواب نمایند که گویند

نیست از باده شکیبم چکنم باده پرستم

ترک سر گفتم و از پای تو سر بر نگرفتم

در تو پیوستم و از هر دو جهان مهر گسستم

دست شستم ز دل و دیده خونبار ولیکن

نقش رخسار تو از لوح دل و دیده نشستم

گفتی از چشم خوش دلکش من نیستی آگه

بدو چشمت که ز خود نیستم آگاه که هستم

تا دل اندر گره زلف پریشان تو بستم

دست بنهاده ز غم بر دل و جان بر کف دستم

تا قیامت تو مپندار که هشیار توان شد

زین صفت مست می عشق تو کز جام الستم

چشم میگون ترا دیدم و سرمست فتادم

گره زلف تو بگشادم و زنّار ببستم

تو اگر مهر گسستی و شکستی دل خواجو

بدرستی که من آن عهد که بستم نشکستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۴خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
  2. شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  3. شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
  4. شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
  5. شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان
  6. شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
  7. شمارهٔ ۲۹۰چه خوش باشد میان لاله زاران
  8. شمارهٔ ۲۹۱دلا از جان زبان درکش که جانان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.