پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم

چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم

بتوکی توان رسیدن چو ز خویش رفتم

ز تو چون توان بریدن چو ز خود بریدم

چه فروشی آب رویم که بملک عالم

نفروشم آرزویت که بجان خریدم

ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم

نروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم

چه نکردم از وفا بتو میل کردم

چه ندیدم از جفا تا ز تو هجر دیدم

که برد خبر بیارم که ز اشتیاقش

ز خبر برفتم از وی چو خبر شنیدم

نکشیده زلف عنبر شکنش چو خواجو

نتوان بشرح گفتن که چها کشیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
  2. شمارهٔ ۲۸۳با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
  3. شمارهٔ ۲۸۴خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
  4. شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  5. شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
  6. شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
  7. شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان
  8. شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.