پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم

فخر بر شاهان عالم در گدائی یافتیم

ز آشنا بیگانه گشتیم از جهان و جان غریب

در جوار قرب جانان آشنائی یافتیم

سالها بانگ گدائی بر در دلها زدیم

لاجرم بر پادشاهان پادشائی یافتیم

ای بسا شب کاندرین امّید روز آورده ایم

تا کنون از صبح وصلش روشنائی یافتیم

ترک دنیی گیر و عقبی زانگ در عین الیقین

زهد و تقوی را خلاف پارسائی یافتیم

چون ازین ظلمت سرای خاکدان بیرون شدیم

هر دو عالم روشن از نور خدائی یافتیم

سالکان راه حق را در بیابان فنا

از چهار و پنج و هفت و شش جدائی یافتیم

از جناب بارگاه مالک ملک وجود

هر زمان توقیع قدر کبریائی یافتیم

کفر و دین یکسان شمر خواجو که در لوح بیان

کافری را برتر از زهد ریائی یافتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
  2. شمارهٔ ۲۸۲رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
  3. شمارهٔ ۲۸۳با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
  4. شمارهٔ ۲۸۴خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
  5. شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  6. شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
  7. شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
  8. شمارهٔ ۲۸۸ای مِی لعل تو کام رندان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.