پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم

ز مهر، در تو نشانی ندیدم و نشنیدم

چه رنج‌ها که نیامد به رویم از غم رویت

چه جورها که ز دست تو در جهان نکشیدم

هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم

هزار تیر بلا از تو خوردم و نرمیدم

کدام بار جفا کز تو احتمال نکردم؟

کدام شربت خونابه کز غمت نچشیدم؟

تو را بدیدم و گفتم که مهر روزفروزی

ولی چه سود که یک ذرّه مهر از تو ندیدم

به جای من، تو اگر صد هزار دوست گزیدی

به دوستی که بجای تو دیگری نگزیدم

جهان به روی تو می دیدم ارچه همچو جهانت

وفا و مهر ندیدم چو نیک در نگریدم

بسی تو عهد شکستی که من رضای تو جستم

بسی تو مهر بریدی که از تو من نبریدم

از آن زمان که چو خواجو عنان دل به تو دادم

به جان رسیدم و هرگز به کام دل نرسیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  2. شمارهٔ ۲۷۶می درم جامه و از مدعیان می پوشم
  3. شمارهٔ ۲۷۷بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
  4. شمارهٔ ۲۷۸وقتست کز ورای سراپرده ی عدم
  5. شمارهٔ ۲۷۹ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
  6. شمارهٔ ۲۸۰نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
  7. شمارهٔ ۲۸۱من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
  8. شمارهٔ ۲۸۲رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.