پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

ما مست می لعل روان پرور یاریم

سودا زده ی زلف پریشان نگاریم

بر لعل لبش دست نداریم ولیکن

تا سر بود از دامن او دست نداریم

گر بی بصران شیفته ی نقش و نگارند

ما فتنه ی نوک قلم نقش نگاریم

با روی تو فارغ ز گلستان بهشتیم

با بوی تو مستغنی از انفاس بهاریم

چون نرگس مخمور تو مستان خرابیم

چون مردمک چشم تو در عین خماریم

از آه دل سوخته با نغمه ی زیریم

وز چنگ سر زلف تو با ناله ی زاریم

جان عاریت از لعل تو داریم و بجانت

کان لحظه که تشریف دهی جان بسپاریم

گر زانک دهن باز کند پسته ی خندان

پیش لب لعل تو ازو مغز بر آریم

داریم کناری ز میان تو چو خواجو

لیکن ز میان تو بامّید کناریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  2. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  3. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  4. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  5. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  6. شمارهٔ ۲۷۶می درم جامه و از مدعیان می پوشم
  7. شمارهٔ ۲۷۷بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
  8. شمارهٔ ۲۷۸وقتست کز ورای سراپرده ی عدم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.