پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

ای روی تو چشمه ی خور چشم

ابروی تو طاق اخضر چشم

بالای بلند و چشم مستت

شمشماد روان و عبهر چشم

لعل تو شراب مجلس روح

روی تو چراغ منظر چشم

خاک قدم تو سرمه ی حور

لعل لبت آب کوثر چشم

پیکان غم تو ناوک دل

نوک مژه ی تو نشتر چشم

از غایت مهر گشته حیران

در پیکر تو دو پیکر چشم

لعل تو بهای جوهر جان

دندان تو عقد گوهر چشم

ابروت هلال ماه خوبی

رخسار تو مهر انور چشم

در ورطه ی خون فتاده ما را

دور از رخ تو شناور چشم

از شوق خط تو ابن مقله

در آب فکند دفتر چشم

تا بیتو بروی ما چه آید

زین مردمک بد اختر چشم

دریا شودم ز اشک خونین

هر لحظه سواد کشور چشم

از چشم شد آب روی خواجو

بر باد که خاک بر سر چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
  2. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  3. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  4. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  5. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  6. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  7. شمارهٔ ۲۷۶می درم جامه و از مدعیان می پوشم
  8. شمارهٔ ۲۷۷بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.