پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام

به یاد لعل لبش نوش کرده جام مدام

چنین شنیده‌ام از مفتی، مسائل عشق

که مرد پخته نگردد مگر ز باده خام

جفا و نکبت ایام چون ز حد بگذشت

بیار باده که چون باد می‌رود ایام

خیال زلف و رخت گر معاونت نکند

چگونه شام به صبح آوردند و صبح به شام

مرا ز لوح وجود این دو حرف موجودست

دل شکسته چو جیم و قد خمیده چو لام

اگر به بام بر آئی که فرق داند کرد

که طلعت تو کدامست و آفتاب کدام

دمی ز وصل تو گفتم مگر به کام رسم

دمم به کام فرو رفت و بر نیامد کام

به راه بادیه هر کس که خون نکرد حلال

حرام باد مر او را وصال بیت حرام

اگر به کنیت خواجو رسی قلم درکش

که ننگ باشد ار از عاشقان برآید نام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
  2. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
  3. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  4. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  5. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  6. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  7. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  8. شمارهٔ ۲۷۶می درم جامه و از مدعیان می پوشم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.