پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم

وز جهان بجان دوست که دل برگرفته ایم

زین در گرفته ایم بپروانه سوز عشق

چون شمع آتش دل ازین در گرفته ایم

با طلعتت زچشمه ی خور دست شسته ایم

با پیکر تو ترک دو پیکر گرفته ایم

برما مگیر اگر ز پراکندگی شبی

آن زلف مشگبار معنبر گرفته ایم

تا همچو شمع از سرسر در گذشته ایم

هر لحظه سوز عشق تو از سر گرفته ایم

بیروی و قامت و لب جان بخش دلکشت

ترک بهشت و طوبی و کوثر گرفته ایم

چون دل اگرچه پیش تو قلب و شکسته ایم

از رخ درست گوی تو در زر گرفته ایم

هشیار کی شویم که از ساقی الست

بر یاد چشم مست تو ساغر گرفته ایم

از خود گذشته ایم و چو خواجو ز کاینات

دل برگرفته و پی دلبر گرفته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
  2. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
  3. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
  4. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  5. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  6. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  7. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  8. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.