پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

گر من خمار خود ز لب یار بشکنم

بازار کارخانه ی اسرار بشکنم

بر بام هفت قلعه ی گردون علم زنم

دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم

درهم کشم طناب سراپرده ی کبود

بند و طلسم گنبد دوّار بشکنم

منجوق چتر خسرو سیاره بفکنم

قلب سپاه کوکب سیاره بشکنم

گر پای ازین دوایر کحلی برون نهم

چو نقطه پایدارم و پرگار بشکنم

بر اوج این نشیمن سبز آشیان پرم

نسرین چرخ را پر و منقار بشکنم

بفروزم از چراغ روان شمع عشق را

ناموس این حدیقه ی انوار بشکنم

تا کی طریق توبه و سالوس و معرفت

جامی بده که توبه بیکبار بشکنم

خواجو بیا که نیم شب از بهر جرعه ئی

زنجیر و قفل خانه ی خمّار بشکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  2. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
  3. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
  4. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
  5. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  6. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  7. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  8. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.