پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم

وز عدم پی بپیت نعره زنان آمده ایم

چون دل گمشده را با تو نشان یافته ایم

از پی آن دل پر خون بنشان آمده ایم

گر برآریم فغان از غم دل معذوریم

کز فغان دل غمگین بفغان آمده ایم

زخم شمشیر ترا مرهم جان ساخته ایم

لیکن از درد دل خسته بجان آمده ایم

قامت از غم چو کمان کرده و دل راست چو تیر

در صف عشق تو با تیر و کمان آمده ایم

بی‌تو از دوزخ و فردوس چه جوئیم که ما

هم ازین ایمن و هم فارغ از آن آمده ایم

چون نداریم سکون بی نظر مغبچگان

ساکن کوی خرابات مغان آمده ایم

اگر آن جان جهان تیغ زند خواجو را

گو بزن زانک مبرّا ز جهان آمده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
  2. شمارهٔ ۲۶۷خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  3. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
  4. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
  5. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
  6. شمارهٔ ۲۷۱ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  7. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  8. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.