پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال

طاق پیروزه ی ابروی تو پیوسته هلال

زلف هندوی تو چینی و ترا رومی روی

چشم ترک تو ختائی و ترا زنگی خال

کی شکیبد دلم از چشمه ی نوشت هیهات

تشنه در بادیه چون بگذرد از آب زلال

گر بُود شوق حرم بعد منازل سهلست

هجر در راه حقیقت نکند منع وصال

نتوان گفت که می در نظرت هست حرام

زانک در گلشن فردوس بُود باده حلال

بر بنا گوش تو خال حبشی هر که بدید

گفت بر گوشه ی خورشید نشستست بلال

چون خیال تو درآید بعیادت ز درم

خویش را باز ندانم من مسکین ز خیال

گفتم از دیده شوم غرقه ی خون روزی چند

چشم دریا دل من شور برآورد که سال

چه کند گر نکند شرح جمالت خواجو

که بوصف تو رساندست سخن را بکمال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
  2. شمارهٔ ۲۶۳روزی بسر کوی خرابات رسیدم
  3. شمارهٔ ۲۶۴ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  4. شمارهٔ ۲۶۵گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
  5. شمارهٔ ۲۶۶ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
  6. شمارهٔ ۲۶۷خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  7. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
  8. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.